عذابم میده این جای خالی…چقدر دیگه فکر کنم ، چقدر اصرار چقدر تحقیر ، چقدر تمسخر ، حالا می دونم که هیچی نبود و نیست …نبودیم…
منم و یه سری نوشته که حتی رو کاغذ هم نیستن …روی مانیتورن …دل به چی ببندم ؟؟؟؟؟تو که میگی اینا داستان عادته پس دیگه چرا وایسیم و قصه بسازیم….حالا دیگه میدونم …منم و من …باید به فکر خودم و خودم باشم…نیستی ، نبودی ، نمی تونستی باشی …تو هم آسوده باش …با داوری ها ….دوباره و دوباره و دوباره دلم میگیره ….و این سه نقطه های لج درآر …دیگر لج کسی را در نمی آورند…تنها جای جای خالی این روزگار را نشان می دهند
اینم حرفیه
۱ دیدگاه »
{ خوراک RSS دیدگاههای این نوشته} · { شناساگر دنبالک }
علی Said:
on دسامبر 13, 2010 at 10:20 ق.ظ.
http://www.shabzadeh.ir
دوست داری با من تو سایتم همکاری کنی بهم بگو