پایان راه ما


 

 

 


بذار ببینم بعد از این همه مدت از کجا شروع کنم به گفتن …می خوای از آخر برگردم به اول
از اینکه حالا که دیگه همه چی تموم شده فکر کردی من از تو جواب نوشته هامو می خوام؟؟؟آخه بی معرفت وقتی که بودیم جوابی
ندادی حالا چرا باید ازت جواب بخوام….دیگه همه چی برای من تموم شده ….اگه چیزی هم مونده باشه مال منه تو نقشی در اون
نداری…

باید بگم دلم برای بقیه خیلی تنگ شده…کسایی که دیدم و به من لبخند زدن ….نگاهشونو ازم ندزدیدن….چرا باید قشنگترین اشتباه
زندگی من با تو رقم می خورد که حالا اینجوری بشه…
راستش خودمم حواسم نبود عاشقش شدم…آره الان شدم مثل روزایی که منتظرت می شدم تا بیای الان منتظر یکی دیگه میمونم…
اما می ترسم مثل تو بشه ..همونجوری که از بقیه می ترسیدم و فراموششون کردم…
چی بگم آخه ..
من ….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.